السيد جعفر السجادي
258
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
پيشى گرفت و يا در امور حسى پيشى گرفت و بالجمله به معنى پيش و جلو و گذشته و مرادف با تقدم است . اقسام سبق بنابر مشهور پنج است و دو قسم ديگر كه سبق به تجوهر و بالوجود باشد صدرا افزوده و بعضى ديگر سبق سرمدى و سبق دهرى را نيز افزودهاند . تقدم . « 1 » سبق العدم - يكى از مباحث كلامى كه صدر الدين شيرازى به آن توجه كردهاند اين است كه آيا در فاعليت فعل سبق عدم بر فعل لازم است يا نه . متكلمان به اين عقيدهاند زيرا آنان گويند علت حاجت ممكن به علت حدوث است نه امكان تنها در حال كه از ديدگاه ما علت حاجت ممكن به علت امكان است به طور مطلق البته در افعال تجددّى كه در دو زمان باقى نمانند مانند حركت و زمان و همينطور طبيعت ساريهء در اجسام رواست كه بگوييم علت حاجب به فاعل در حدوث است نه در بقا زيرا بقايى ندارند . « 2 » سبيل صديقين - مراد برهان صديقين است . برهان صديقين . « 3 » سرادقات نوريه - سرادق به معنى خيمه و بارگاه و پوششى است كه بالاى صحن خانه كشيده مىشود و به معنى غبار و دخان مرتفع است كه محيط به چيزى باشد و جمع آن سرادقات است و بالجمله بارگاه احديت را سرادقات اعلى و سرادقات نوريه گويند كه انوار الهى و صقع ربوبى است كه سرادقات جلال هم مىگويند و آنها حجب كبريايى و واسطهاى در فيض حقاند . « 4 » سرعت و بطوء - اين اصطلاح مربوط به مبحث حركت است ، سرعت و بطوء دو وصف و حالت حركتاند . « 5 » سرمد - سرمد به معنى دائم « ليل سرمد » يعنى شب دراز « سرمدى » يعنى آنچه را اول و آخرى نباشد و گفتهاند كه نسبت ثابت به ثابت سرمد است و نسبت ثابت به متغير دهر است و نسبت متغير به متغير زمان است كه مراد به اول نسبت ذات بارى است به صفات و اسما و علوم او و به دوم نسبت علوم به معلوماتش كه همواره متجدد و متغيراند كه عبارت از موجودات عالماند به معيت وجوديه و مراد از سوم نسبت معلولات متجددهء او بعضى به بعضى ديگر است با معيت زمانى . « 6 » سريان عشق - عشق . « 7 » سريان وجود - يكى از مسائلى كه مورد توجه صدرا واقع شده است مسألهء سريان وجود و چگونگى آن در موجودات متعينه و حقايق خاصه است . اين مسأله از اين جهت مورد توجه واقع شده است كه ممكن است اشكال و شبههاى در اين معنى حاصل شود كه چگونه ممكن است حقيقت ثابتهء بسيطه كه ذات حق تعالى است در موجودات خسيسهء فاسده سريان پيدا كند و در عين حال نقص در شرافت حقيقت وجود حاصل نشود و ثبات و تقدس آن به حال خود
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، صص 35 ، 405 ، 443 و ج 3 ، ص 259 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 18 . ( 3 ) همان ، سفر 3 ، ص 13 . ( 4 ) همان ، چاپ سنگى ، ص 165 . ( 5 ) همان ، سفر 1 ، ص 198 . ( 6 ) همان ، سفر 1 ، ص 147 و رسائل ، ملا صدرا ، ص 229 . ( 7 ) همان ، ج 3 ، سفر 3 ، ص 159 .